همون طور که انتظار می رفت در حالی که اساتید دیگه کاری به کار دانشجو هاشون نداشتن (زمان انتخاب استاد اردیبهشت ماه و زمان شروع ارائه ها از آبان ماه بود) ولی استاد شین تو همون اردیبهشت ماه جمعمون کرد، در مورد روند کار و انتظارش برامون توضیح داد و ازمون خواست که متن تحقیق رو تا اواسط شهریور براش بفرستیم.بعد هم یکی یه برگه تایپ شده داد دستمون که توش همه اطلاعات لازم و شماره تماس خودش نوشته شده بود.
ترم تموم شد و همه رفتیم خونه.منم مثل بقیه درگیر برنامه های تابستون خودم شدم (البته خوب تابستون که دو ماه بیش تر نبود، یعنی ما از حدود بیست تیر تعطیل می شدیم تا بیست شهریور که دوباره کارآموزی ها شروع می شد) و کل کار رو گذاشتم واسه شهریور.
از اون جایی که به استاد و همین طور موضوعی که انتخاب کرده بودم (روند ساخت آنتی بیوتیک ها در آینده) خیلی علاقه داشتم تصمیم گرفتم حسابی براش وقت بذارم.از اول شهریور شروع کردم به گشتن توی نت دنبال مقاله و چون قبلا خیلی این کار رو انجام نداده بودم کاملا مبتدی بودم توش.در حالی که قرار بود تا هفده شهریور متن اولیه رو بفرستیم من تا حدود یازدهم فقط داشتم دنبال مقاله می گشتم و دسته بندی شون می کردم و جالب این که اون اواخر به یه سری مقالاتی بر خوردم که باعث شد کلا روند تحقیق عوض بشه و تقریبا همه مقالاتی که طی نه روز پیدا کرده بودم رو بندازم دور و از اول شروع کنم!
ادامه دارد..